معنی ابونضر
7 بازدید
[ اَ نَ ] (اِخ) مازنی. محدث است. او از شعبی و از او سلام بن مسکین روایت کند.[ اَ نَ ] (اِخ) محمدبن مسعود العیاشی السمرقندی فقیه شیعی از امامیّه او در غزارت علم یگانهٔ روزگار خویش بود و کتب او را در نواحی خراسان منزلتی بزرگ است و در فقه و جز آن دویست وهشت کتاب کرده است و از جمله آنهاست: کتاب سیرت ابی بکر کتاب سیرت عمر. کتاب سیرت عثمان. کتاب سیرت معاویه. کتاب معیارالاخیار. کتاب الموضح. (از ابن الندیم). و کتاب تفسیر او مشهور است. و او را سیصدهزار دینار بود که همه در کار اهل علم و ادب کرد. و پیوسته جمعی از علماء و وراقّان در خانهٔ او به تبویب و تدوین و کتابت کتب او می پرداختند. تاریخ وفات وی بدست نیامد و ظاهراً در اواخر قرن سوم و اوائل قرن چهارم میزیست.[ اَ نَ ] (اِخ) منذربن مالک بن قطعه. محدث است.
کلمات همقافیه با «ابونضر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضر» برای سرودن شعر