معنی ابومکیة
6 بازدید
[ اَ مَ کْ کی یَ ] (اِخ) فرزدق و این کنیت دیگر اوست و از آنرو وی را ابومکیّه گویند که او را دختری مسماة بمکیّه بوده است.
کلمات همقافیه با «ابومکیة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یة» برای سرودن شعر