معنی ابومعبد
6 بازدید
[ اَ مَ ؟ ] (اِخ) ازهر. محدث است.[ اَ مَ ؟ ] (اِخ) حفص بن غیلان. محدث است و از مکحول و سلیمان بن موسی روایت کند.[ اَ مَ ؟ ] (اِخ) خزاعی. صحابی است.[ اَ مَ ؟ ] (اِخ) عبداللََّه بن عکیم. صحابی است.[ اَ مَ ؟ ] (اِخ) مقدادبن عمرو الکندی. صحابی است.[ اَ مَ ؟ ] (اِخ) نافذ. مولی بن عباس. از عباس روایت کند و عمروبن دینار از وی روایت آرد.
کلمات همقافیه با «ابومعبد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بد» برای سرودن شعر