معنی ابومطرف
6 بازدید
[ اَ مُ طَرْ رَ ] (اِخ) طلحةبن عبیداللََّه کریز. تابعی است.[ اَ مُ طَرْ رَ ] (اِخ) عبداللََّه بن عطاء اللیثی. محدث است.[ اَ مُ طَرْ رَ ] (اِخ) عبیداللََّه بن طلحةبن عبیداللََّه بن کریز. محدث است و حمادبن زید از او روایت کند.[ اَ مُ طَرْ رَ ] (اِخ) محمدبن عمربن ابی الوزیر. محدث است.
کلمات همقافیه با «ابومطرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر