معنی ابومضر
6 بازدید
[ اَ مُ ضَ ] (اِخ) محدث است. او از ابن سیرین و حسن و از او سلیمان جرمی روایت کند.[ اَ مُ ضَ ] (اِخ) حکم بن محمد النصری. محدث است.[ اَ مُ ضَ ] (اِخ) حمّاد. محدث است و از عبدالکریم بن ابی امیّه روایت کند.[ اَ مُ ضَ ] (اِخ) زیادةاللََّه ثالث. آخرین پادشاهان بنی الأغلب (۲۹۰-۲۹۶ هـ . ق.). رجوع به ترجمهٔ ابوعبداللََّه الحسین بن احمدبن محمدبن زکریا المعروف بالشیعی... در ابن خلکان شود.[ اَ مُ ضَ ] (اِخ) زیادةاللََّه ثالث. آخرین پادشاهان بنی الأغلب (۲۹۰-۲۹۶ هـ . ق.). رجوع به ترجمهٔ ابوعبداللََّه الحسین بن احمدبن محمدبن زکریا المعروف بالشیعی... در ابن خلکان شود.[ اَ مُ ضَ ] (اِخ) فریدالعصر. رجوع به محمودبن جریر ضبّی اصفهانی شود.[ اَ مُ ضَ ] (اِخ) محمودبن جریر ضبی اصفهانی. فریدالعصر. رجوع به محمود... شود.[ اَ مُ ضَ ] (اِخ) مصعب بن جابر. محدث است.
کلمات همقافیه با «ابومضر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضر» برای سرودن شعر