معنی ابومسهر
5 بازدید
[ اَ مُ هِ ] (اِخ) احمدبن مروان مؤدِب. رجوع به احمد... شود.[ اَ مُ هِ ] (اِخ) الأعرابی. یکی از فصحای عرب. و از او ابوعطیّة حردبن قطن الثکنی روایت کند. (ابن الندیم).[ اَ مُ هِ ] (اِخ) عبدالأعلی بن مسهربن عبدالأعلی الغسّانی الدمشقی. محدث است و از سعیدبن عبدالعزیز روایت کند.[ اَ مُ هِ ] (اِخ) محمدبن احمدبن مروان بن یسیرهٔ نحوی. یکی از علمای لغت و نحو. او راست: کتاب الجامع در نحو، کتاب المختصر، کتاب اخبار ابی عیینه محمدبن ابی عیینه. (ابن الندیم). و رجوع شود به معجم الأدباء چ مارگلیوث ج ۶ ص ۲۷۹.
کلمات همقافیه با «ابومسهر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هر» برای سرودن شعر