معنی ابومزاحم

معنی ابومزاحم

5 بازدید
[ اَ مُ حِ ] (ع اِ مرکب) گاو نر. گاو. (مهذب الاسماء). || پیل. || گاو شکسته هردوشاخ. || گنجشک. بنجشگ.
[ اَ مُ حِ ] (اِخ) مردی از حکّام ترک که بار اوّل با عرب جنگ کرده است.
[ اَ مُ حِ ] (اِخ) تابعی است. او از ابوهریره و از او یحیی بن کثیر روایت کند.
[ اَ مُ حِ ] (اِخ) شیرازی. یکی از بزرگان شیوخ تصوف مائهٔ سوم، معاصر هارون و مأمون و معتصم و واثق و متوکل خلفای عباسی است. او را با جنید و شبلی بعلت اختلاف مشارب مناظرات و منافراتیست. ابوعبداللََّه خفیف در کتاب خویش گوید: ابومزاحم از کبار مشایخ عرفان بود و بیانی بلیغ داشت چنانکه هرگاه زبان بسخن گشودی مشایخ حاضر همه تن گوش شدندی. او وقتی بدیدار ابوحفص شد و ابوحفص بکشف بورود وی اشارت کرده بود. از کلمات ابومزاحم شیرازی است که: من اعز فی نفسه ذلّه اللََّه فی اعین عباده. رجوع به نامهٔ دانشوران ج ۲ ص ۲۱۰ شود.
[ اَ مُ حِ ] (اِخ) موسی بن عبداللََّه بن خاقان. رجوع به موسی... شود.

کلمات هم‌قافیه با «ابومزاحم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «حم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید