معنی ابومروان

معنی ابومروان

6 بازدید
[ اَ مَ رْ ] (ع اِ مرکب) وزغه. (المرصع).
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) او راست: الاستدلال بالحق فی تفضیل العرب علی جمیع الخلق.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) ابن حبیب. عبدالملک سلمی فقیه اندلسی. او راست: شرح الموطأ مالک. وفات ۲۳۹ هـ . ق. (کشف الظنون). و رجوع به ابن حبیب ابومروان.... شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) ابن حیان بن خلف قرطبی. رجوع به ابن حیان ابومروان... شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) ابن زهر. رجوع به ابومروان بن زهر عبدالملک... شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) ابن زهر. عبدالملک بن محمدبن مروان. رجوع به ابن زهر شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) ابن الغاسله. رجوع به احمدبن عبدالملک بن مروان شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) ابن ماجشون. میمون عبدالملک بن عبدالعزیزبن عبداللََّه. فقیه مالکی. رجوع به ابن ماجشون عبدالملک... شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) احمدبن عبداللََّه بن بدر. رجوع به احمد... شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) احمدبن عبدالملک بن مروان. معروف به ابن الغاسله. رجوع به احمد... شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) الاسلمی. صحابی است.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) الاسلمی. از شمار اهل مدینه است. او از ابی ذر و از وی پسر او عطاءبن ابومروان روایت کند.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) باجی. رجوع به محمدبن احمد باجی مکنی به ابومروان شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) جبلةبن رواد العتکی. محدث است.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) جعفربن احمدبن عبدالملک بن مروان. معروف به ابن الغاسلة. رجوع به جعفر... شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) حیان بن خلف بن حسین بن حیان قرطبی. او راست: کتاب مقتبس در تاریخ اندلس. و کتاب مائین، نیز در تاریخ آن ناحیت. مولد او به سال ۳۷۷ و وفات در ۴۶۹ هـ . ق. بوده است.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) خضربن محمدبن شجاع حرانی. محدث است.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) عبداللََّه بن خلف استحی. رجوع به عبداللََّه... شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) عبدالملک اول. ابن محمد. چهارمین از شرفای حسنی مراکش (از ۹۸۳ تا ۹۸۶ هـ . ق.). و رجوع بعبدالملک... شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) عبدالملک بن ابراهیم. محدث است و محمدبن حرب واسطی از وی روایت کند.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) عبدالملک بن ابی العلاء. رجوع به ابن زهر شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) عبدالملک بن احمد وزیر. متوفی ۴۹۳ هـ . ق. او راست: کتاب تاریخ ابی مروان و آن تاریخی است مرتب بر سنین از وفات علی علیه السلام. (کشف الظنون).
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) عبدالملک بن حبیب. محدث است. او از ابی اسحاق فزاری و از او یزیدبن سنان روایت کند.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) عبدالملک بن حبیب مالکی. رجوع به عبدالملک... شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) عبدالملک بن الحسن. محدث است و از عبداللََّه بن دینار حدیث کند.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) عبدالملک بن محمدبن مروان، معروف به ابن زهر. رجوع به ابن زهر شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) عبدالملک بن عبدالعزیز الماجشون. صاحب مالک بن انس. تابعی است و سعدبن عبداللََّه از او روایت کند.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) عبدالملک بن محمدبن مروان، معروف به ابن زهر.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) عبدالملک بن مسلمةبن یزید الاموی المصری. محدث است و از او عبدالرحمن بن عبدالحکم روایت کند.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) عبدالملک الثانی. نهمین از شرفای حسنی مراکش (از ۱۰۳۸ تا ۱۰۴۰ هـ . ق.). و رجوع به عبدالملک... شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) عبدالملک سلمی. فقیه اندلسی. رجوع به ابن حبیب ابومروان... شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) عریب بن محمدبن عریب قرطبی. رجوع به عریب... شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) غیلان. یکی از بلغای زبان عرب. (ابن الندیم).
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) محمدبن احمد باجی. یکی از اکابر فقهای اسپانیا. او در اول قاضی شهر اشبیلیه بود و سپس بمشرق آمد و چندی بدمشق اقامت کرد و به سال ۶۳۵ هـ . ق. در قاهره درگذشت. و رجوع به محمدبن احمد باجی... شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) محمدبن عثمان الاموی العثمانی المکی. محدث است.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) میمون عبدالملک بن عبدالعزیزبن عبداللََّه فقیه مالکی. رجوع به ابن ماجشون... شود.
[ اَ مَ رْ ] (اِخ) یحیی بن زکریا الغسانی. محدث است.

کلمات هم‌قافیه با «ابومروان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید