معنی ابولاس
5 بازدید
[ اَ ] (اِخ) حارثی. رجوع به ابولاس الخزاعی یا حارثی شود.[ اَ ] (اِخ) الخزاعی. صحابی است. و بعضی نام او را ابن لاس گفته اند.[ اَ ] (اِخ) الخزاعی یا حارثی. عبداللََّه یا زیاد. صحابی است.[ اَ ] (اِخ) زیاد. رجوع به ابولاس الخزاعی یا حارثی شود.[ اَ ] (اِخ) عبداللََّه. رجوع به ابولاس الخزاعی یا حارثی شود.[ اَ ] (اِخ) محمدبن اسود. صحابی است.
کلمات همقافیه با «ابولاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر