معنی ابول
6 بازدید
[ اَ وَ ] (ع ن تف) شاشنده تر: اَبوَل من کلب.[ اُ ] (ع مص) بالا کشیدن و دراز شدن گیاه بآن حدّ که شتر تواند چرید. || بعلف بسنده کردن شتر از آب. بسنده کردن ستور بگیاه تر از آب. (تاج المصادر بیهقی). || بازایستادن مرد از آرمیدن با زن خویش. || پارسا شدن. || گذاشته شدن اشتر بچرا بی ساربان و غائب شدن یا وحشت نمودن شترها.[ اُ ] (ع اِ) گله یا گروهی از پرندگان. || گروهی از اسبان. || گروهی اشتران. || پی درپی آینده از ایشان. ج، ابابیل.
کلمات همقافیه با «ابول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر