معنی ابوقیس

معنی ابوقیس

8 بازدید
[ اَ قَ ] (ع اِ مرکب) سگ. کلب. || شغال. (مهذب الاسماء) (السامی فی الاسامی) (دهار). ابووائل. (مهذب الاسماء). || حمدونه. بوزینه. || مکیالی است خرد بوزن نصف ربع سدس مُدّ. || (از یونانی، اِ) مصحف ابوفایس.
[ اَ قَ ] (اِخ) محدث است. او از مجاهد و از او ایمن بن نابل روایت کند.
[ اَ قَ ] (اِخ) ابن اَسلت. شاعری است از عرب.
[ اَ قَ ] (اِخ) ابن حارث بن قیس بن عدی قرشی. صحابی است از مهاجرین بحبشه. او احد و مشاهد دیگر را دریافت و بروز یمامه درجهٔ شهادت یافت. پدر او حارث از مستهزئین برسول اللََّه است.
[ اَ قَ ] (اِخ) ابن رباح. محدث است.
[ اَ قَ ] (اِخ) ابن السائب. صحابی است.
[ اَ قَ ] (اِخ) ابن صرّاع. مردی است از بنی عجل.
[ اَ قَ ] (اِخ) اسودبن قیس. محدث است.
[ اَ قَ ] (اِخ) جهنی. صحابی است. وی به فتح مکه در رکاب رسول صلوات اللََّه علیه بود و پیوسته در بادیه بسر می برد و بآخر خلافت معاویه درگذشت.
[ اَ قَ ] (اِخ) الدمشقی. محدث است. او از عبادةبن نسی و از او ابومعاویه روایت کند.
[ اَ قَ ] (اِخ) زیادبن رباح. تابعی است. او از ابی هریره و از او غیلان بن جریر روایت کند.
[ اَ قَ ] (اِخ) صرمةبن قیس یا صرمةبن ابی اَنَس. مردی از بنی نجار از قبیلهٔ خزرج. او نخست پرستش بتها می کرد، سپس دین ترسائی گرفت و رهبانیت گزید و در شیخوخیت آنگاه که پیامبر صلوات اللََّه علیه مسلمانی پدید کرد ابوقیس اسلام آورد. او را اشعار حکم بسیار است و ابن عباس از او روایت کند.
[ اَ قَ ] (اِخ) صیفی بن اسلت انصاری. در نام او اختلافات است. بعضی او را از صحابه شمرده اند و جمعی گویند که او اسلام نیاورد.
[ اَ قَ ] (اِخ) عبدالرحمن بن ثروان. محدث است.
[ اَ قَ ] (اِخ) مالک بن حارث یا صرمةبن ابی انس یا مالک بن صفرة. رجوع به ابوقیس صرمةبن قیس... شود.
[ اَ قَ ] (اِخ) مولی عمروبن العاص. تابعی است و از عمروبن العاص روایت کند.

کلمات هم‌قافیه با «ابوقیس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید