معنی ابوقطیفه
6 بازدید
[ اَ قَ فَ ] (اِخ) ابوالولید عمروبن ولید. شاعری است از قریش. عبداللََّه زبیر او را با عده ای دیگر از مدینه نفی کرد و او بشام شد و مدتی طویل بدانجا بزیست و در حنین وَطن مألوف اشعاری دلنشین دارد و بعض آن شعرها بعبداللََّه زبیر فرستاد و عبداللََّه اجازهٔ عودت او بمدینه داد لیکن او در بازگشت بمدینه در راه بمرد و قطعهٔ ذیل او راست: الا لیت شعری هل تغیر بعدنا جبوب المصلی ام لعهدی القرائن اذا ابرقت نحوالحجاز سحابة دعا الشوق منها برقها المتیامن احن الی تلک الوجوه صبابة کأنی اسیر فی السلاسل راهن.[ اَ قَ فَ ] (اِخ) مولی نافع بن جبیر. محدث است و عبداللََّه بن جعفر از او روایت کند.
کلمات همقافیه با «ابوقطیفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر