معنی ابوقدامه
5 بازدید
[ اَ قُ مَ ] (اِخ) حارث بن عبید. محدث است و از زعبل روایت کند.[ اَ قُ مَ ] (اِخ) حارث بن عبید. محدث است و ابوداود طیالسی از او روایت کند.[ اَ قُ مَ ] (اِخ) عبدالملک بصری. محدث است.[ اَ قُ مَ ] (اِخ) عبیداللََّه بن سعید السرخسی. محدث است.[ اَ قُ مَ ] (اِخ) عثمان بن محمدبن عبیداللََّه بن عبداللََّه بن عمر الخطاب. محدث است. او از عائشه بنت سعدبن ابی وقاص و از او خالدبن مخلد قطوانی روایت کند.[ اَ قُ مَ ] (اِخ) محمدبن عبید الدولی. محدث است و از عبدالعزیزبن ابی حذیفه برادرزادهٔ حذیفه روایت کند.[ اَ قُ مَ ] (اِخ) نعمان بن حمید. محدث است.
کلمات همقافیه با «ابوقدامه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر