معنی ابوقتاده
5 بازدید
[ اَ قَ دَ ] (ع اِ مرکب) خرس. دُبّ. (المرصع). کهنی.[ اَ قَ دَ ] (اِخ) انصاری. رجوع به ابوقتاده حارث بن ربعی... شود.[ اَ قَ دَ ] (اِخ) تمیم بن نظیر العدوی. محدث است.[ اَ قَ دَ ] (اِخ) حارث (یا نعمان یا عمرو)بن الربعی بن بلامة الأنصاری ملقب بفارس رسول اللََّه. صحابی است. او غزوهٔ اُحد و مشاهد بعد آنرا دریافت و برخی گفته اند او بدری است. و پس از رحلت رسول صلوات اللََّه علیه بخدمت علی علیه السلام پیوست و در جنگ جمل و هم صفین حضور داشت. وفات او به سال ۵۴ هـ . ق. بمدینه یا به کوفه بود و برخی به سال ۴۰ گفته اند و قول اول اصح است. رجوع به حبیب السیر چ طهران ج ۱ ص ۱۵۵ و ۱۷۷ و ۲۳۹ شود.[ اَ قَ دَ ] (اِخ) عبداللََّه بن حوار شامی. محدث است و از او احمدبن الحارث العنانی روایت کرده است. وفات او به سال ۱۶۴ هـ . ق. بوده است. و او غیر ابوقتادهٔ حرّانی است.[ اَ قَ دَ ] (اِخ) عمرو. رجوع به ابوقتاده حارث... شود.[ اَ قَ دَ ] (اِخ) نعمان. رجوع به ابوقتاده حارث... شود.
کلمات همقافیه با «ابوقتاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر