معنی ابوفکیهه
7 بازدید
[ اَ فُ کَ هَ ] (اِخ) افلح یا یسار. مولی بنی عبدالدار و بعضی ازدی گفته اند. او غلام صفوان بن امیّه بود. در مکّه مسلمانی گرفت و مشرکین وی را آزار و شکنجه میکردند. ابوبکر صدیق او را از صفوان بخرید و آزاد کرد و در هجرت ثانیه بحبشه شد و با رسول صلوات اللََّه علیه بمدینه مهاجرت کرد و پیش از غزای بدر وفات یافت.
کلمات همقافیه با «ابوفکیهه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هه» برای سرودن شعر