معنی ابوفایس
6 بازدید
[ اِ یِ ] (از یونانی، اِ) (از یونانی هِپوفائس ) غاسول رومی. ابوقاووس. ابوقاوس. ابوقابس. ابوقانس . نباتیست که در بلاد شام و مصر و انطاکیه بسیار است مابین درخت و گیاه و برگش از زیتون باریکتر، مابین برگها خارهای سفید. گل آن سپید و شبیه به گل لبلاب و شاخهای او پراکنده و بیخش قوی و بسیار رطوبت بطعم تلخ و مستعمل در تداوی بیخ و عصاره و رطوبت اوست که با آرد کَرْسَنه آمیخته خشک کرده باشند. و برگ و شاخ و گل او را سائیده دست بدان شویند و آن غیر اشنان یعنی غاسول فارسی است. ابوقانیش. ابوقالس.
کلمات همقافیه با «ابوفایس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر