معنی ابوغبشان
7 بازدید
[ اَ غَ ] (اِخ) محترش بن خلیل از قبیلهٔ خزاعه. این مرد داستان و مثل گولی و غبن معامله و ندامت و پشیمانی است، چه وقتی در مستی سدانت کعبه را که در عرب شرافتی بی عدیل است در مقابل خیکی شراب، بقبیلهٔ قریش بفروخت.
کلمات همقافیه با «ابوغبشان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر