معنی ابوعقال
6 بازدید
[ اَ عَ ] (اِخ) ابن علوان مغربی. یکی از زهاد و مشایخ اهل سلوک در مائهٔ سیم. وی مجاور مکّه بود و صحبت ابوهارون اندلسی دریافته بود. مدفن او مکه و وفات وی در اواخر مائهٔ سیم هـ . ق. است. رجوع به نامهٔ دانشوران ج ۲ ص ۲۱۷ شود.[ اَ عِ ] (اِخ) الاغلبی. چهارمین از ملوک بنی الأغلب بتونس. از سال ۲۲۳ تا ۲۲۶ هـ . ق.[ اَ عِ ] (اِخ) سعیدبن محمدبن جریج قیروانی. رجوع به سعید... شود.[ اَ عِ ] (اِخ) هلال بن یزید. از روات است.
کلمات همقافیه با «ابوعقال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر