معنی ابوعصیده
7 بازدید
[ اَ عَ دَ ] (اِخ) محمد ثانی. ششمین از سلاطین حفصی بتونس. و کنیت دیگر او ابوعبداللََّه است. رجوع به محمد... شود.[ اَ عَ دَ ] (اِخ) احمدبن عبیدبن ناصح بن بلنجر کوفی. اصل وی از دیلم است. و ابن الندیم گوید: ابوعصیده احمدبن عبید ناصح از علمای لغت و نحو بمذاهب کوفیین است و قاسم انباری از او روایت کند و او معلم فرزندان متوکل و منتصر و معتز خلیفه بود و از کتب اوست: کتاب مقصور و ممدود. کتاب مذکر و مؤنث. کتاب زیادات از معانی شعر. کتاب عیون اخبار و اشعار -انتهی. و کنیت دیگر او بوجعفر است. وفات وی ۲۷۳ یا ۲۷۸ هـ . ق. بوده است. و شاگرد اصمعی و واقدی است و گویند در وقتی که مؤدبی برای فرزندان متوکل طلب میکردند عدهٔ بسیار از ادباء را گرد کردند و پس از اختبار و امتحان ابوعصیده و ابن قادم را از میان برگزیدند. و رجوع به احمد... شود.
کلمات همقافیه با «ابوعصیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر