معنی ابوعزه
6 بازدید
[ اَ عَ زْ زَ ] (اِخ) صحابی است.[ اَ عَ زْ زَ ] (اِخ) اسقف ملکیّه در حرّان. او راست: کتابی که در آن بر اسطوروس رئیس طعن کند و جماعتی این کتاب را نقض کرده اند. (ابن الندیم).[ اَ عَ زْ زَ ] (اِخ) حکم بن طهمان. از روات حدیث است.[ اَ عَ زْ زَ ] (اِخ) حکم بن عطیة الدباغ. از روات حدیث است.[ اَ عَ زْ زَ ] (اِخ) حکم بن قاسم الحنفی. او از ابی الرباب و از او محمدبن یونس روایت کند.[ اَ عَ زْ زَ ] (اِخ) عمربن عبداللََّه جحمی. شاعری از مشرکین به روزگار رسول صلوات اللََّه علیه. وی در اشعار خویش مکیّان را به حرب مسلمانان تحریض کردی. و در جنگ بدر اسیر مسلمین شد و رسول علیه و علی آله السلام وی را با پیمان ترک اغراء کفار به شعر آزاد فرمود و او وفا به شرط نکرد و در غزوهٔ احد نیز در جیش مردم مکّه به قتال مسلمین آمد و هم بدان جنگ کشته شد.[ اَ عَ زْ زَ ] (اِخ) هذلی. یساربن عبد یا یساربن عمرو از بنی لحیان نزیل بصره. صحابی است.
کلمات همقافیه با «ابوعزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر