معنی ابوعذر
4 بازدید
[ اَ عُ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) ابوعذر زنی؛ آنکه دوشیزگی او برداشت. (المزهر). دوشیزگی برنده. ابوعذرالمرأة؛ آنکه دوشیزگی او بگرفت. نخستین مرد که با دوشیزه ای آرمد. || مبتکر امری.
کلمات همقافیه با «ابوعذر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذر» برای سرودن شعر