معنی ابوعبد
6 بازدید
[ اَ عَ ] (اِخ) الریاحی. مملوک. او را سی ورقه شعر است. (ابن الندیم).
کلمات همقافیه با «ابوعبد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بد» برای سرودن شعر