معنی ابوظبیان
5 بازدید
[ اَ ظِبْ ] (اِخ) ازدی. او از عمر و از او موسی بن عبداللََّه بن یزید و ابوهند روایت کنند.[ اَ ظِبْ ] (اِخ) جنبی کوفی. تابعی است و نام او حصین بن جندب و از سلمان حدیث کند. و او پدر قابوس است.[ اَ ظِبْ ] (اِخ) حصین بن جندب. رجوع به ابوظبیان جنبی... شود.[ اَ ظِبْ ] (اِخ) القرشی. تابعی است. او از عمر و از او سلمةبن کهیل روایت کند.
کلمات همقافیه با «ابوظبیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر