معنی ابوطفیل

معنی ابوطفیل

5 بازدید
[ اَ طُ فَ ] (اِخ) عامربن واثلة الکنانی المکی و بعضی نام او را عمروبن واثلة گفته اند و نسب او این است عامربن واثلةبن عبداللََّه بن عمروبن جحش بن حری. به سال احد بزاد و هشت سال از حیات رسول صلوات اللََّه علیه را دریافت و بزمان خلافت علی علیه السلام بکوفه شد و مصاحبت آن حضرت گزید و در همهٔ مشاهد در رکاب او بود و آنگاه که علی علیه السلام درجهٔ شهادت یافت بمکّه رفت و اقامت گزید تا در سال مائه هم بدآنجا درگذشت و بعضی گفته اند وی بکوفه سکونت گرفت وهم بدانجا وفات کرد و صاحب استیعاب گوید قول اول اصح است و او پس از همهٔ کسانیکه برؤیت رسول (ص) فائز شده بودند بمرد. ابن ابی حیثمه او را در شمار شعرای صحابه آورده است و گوید او مردی فاضل و عاقل و حاضرجواب و فصیح و از شیعیان علی بود و آن حضرت او را بر دیگران فضیلت مینهاد. گویند معاویه او را گفت تو در یوم الدار در حصار خانهٔ عثمان شرکت داشتی. گفت نه درآنجا حضور داشتم گفت پس چه ترا از یاری اوباز داشت گفت ترا از نصرت او چه مانع آمد که تا گاه مرگ او از یاری وی تن زدی با آنکه با مردم شام بودی و همه تابع ارادهٔ تو بودند گفت نبینی که اکنون خون او می طلبم گفت آری ولکن این خون خواهی تو چنان است که اخو جُعفی گوید: لاالفینک بعد الموت تندبنی و فی حیوتی مازودتنی زادا.و پس از شهادت امیرالمؤمنین علی علیه السلام معاویه استمالت او میکرد تا به پیروان و اتباع او پیوندد. لکن او از محبت خاندان رسالت دست نداشت. چنانکه بعد از وفات امیرالمؤمنین علی علیه السلام روزی معاویه بطنز از او پرسید حزن تو بر مرگ صاحب خود ابی الحسن چون است گفت چون سوک مادر موسی بر موسی و نزد خدای تعالی از تقصیر خویش شرمنده ام. و آنگاه که مختاربن ابی عبیده بر بنی امیه بخونخواهی شهدای آل رسول خروج کرد ابوالطفیل بوی پیوست و چون مختار بقتل رسید خود را از بامی بلند بزیر افکند و بدرود زندگی گفت. و یافعی بیت ذیل را از او آورده است: و ماشاب رأسی عن سنین تتابعت علیَّ و لکن شیبتنی الوقایع. و بعضی گفته اند وفات او پس از زمان مختار بوده است و پسری بنام طفیل داشته که در جوانی درگذشته است و او را در مرگ پسر مرثیتی است که مطلع آن این است: خلی طفیل علی الهم و انشعبا و هد ذلک رکنی هدة عجباً.

کلمات هم‌قافیه با «ابوطفیل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید