معنی ابوضمضم
7 بازدید
[ اَ ضَ ضَ ] (اِخ) صاحب الاصابه و هم مؤلف استیعاب و دیگر علمای رجال آورده اند که رسول صلوات اللََّه علیه فرمود: الا تحبّون ان تکونوا کابی ضمضم. قالوا یا رسول اللََّه و من ابوضمضم قال انّ اباضمضم کان اذا اصبح قال اللهمّ انّی قد تصدّقت بعرضی علی من ظلمنی. و در این حدیث ارشاد است در تحمل و بردباری در مقابل بدزبانی و دشنام سفهاء قوم.[ اَ ضَ ضَ ] (اِخ) یکی از مغفلین (چون حجی و بهلول و ملانصرالدین) و کتاب نوادر ابی ضمضم شامل حکایات مضحکه اوست. (از ابن الندیم).[ اَ ضَ ضَ ] (اِخ) کلابی، کنیت دیگر او ابوعثمان و نام او سعیدبن ضمضم است. او از شعرای بدوی است و نزد حسن بن سهل رفته و او را مدح گفته است. (ابن الندیم).
کلمات همقافیه با «ابوضمضم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضم» برای سرودن شعر