معنی ابوصیر
6 بازدید
[ اَ ] (اِخ) بوصیر. نام قریه ای قرب قاهره و شاعر مشهور محمد بوصیری صاحب قصیدهٔ برده از آنجاست. || نام موضعی در چهل هزارگزی اسکندریه بسوی مغرب. و آن اولین نقطه ای است که مسافرین بحری از خاک مصر بنظر آرند. || قصبه ای در هشتادوهشت هزارگزی شمال قاهره، به ساحل یکی از شاخهای نیل، نزدیک هرم بزرگ و دمشقی در نخبةالدهر گوید: بر بای [ یعنی مسّلهٔ ] بوصیر دیسقورایدس در آن اشکالی است که دلالت بر علم و صنعت کند و آن از شگفتیهاست. و عبداللطیف در الأفاده فی اخبار نام آنرا بوصیر کوریدس آورده است و ظاهراً این مسلّه از انقاض معبد ایزیس باشد.
کلمات همقافیه با «ابوصیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر