معنی ابوشبل
6 بازدید
[ اَ شِ ] (ع اِ مرکب) اسد. (المزهر). شیر.[ اَ شِ ] (اِخ) صحابی است.[ اَ شِ ] (اِخ) عقیلی. موسوم به خلیج. یکی از فصحای اعراب. او بخدمت رشید خلیفه رسیده و از پیوستگان برامکه است. و از او است کتاب النوادر. (ابن الندیم). و در موضع دیگر ابن الندیم گوید ابوشبل عقیلی مملوک، شاعری قلیل الشعر است و در نسخهٔ چاپ مصر بجای ابوشبل عقیلی موسوم به خلیج ابوشبلی عقیلی آمده است.[ اَ شِ ] (اِخ) علقمةبن قیس بن عبداللََّه بن مالک النخعی. رجوع به علقمه... شود.[ اَ شِ ] (اِخ) مهناءبن عبدالحمید. محدّث است.
کلمات همقافیه با «ابوشبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر