معنی ابوسهل عراقی
5 بازدید
[ اَ سَ لِ عِ ] (اِخ) ممدوح فرخی است بدربار سلطان محمود و ندانم کدام ابوسهل است: خواجهٔ سید بوسهل عراقی که بفضل نه عرب دیده چنو بار خدا و نه عجم آنکه زو بیشتر و پیشتر اندر همه فضل بر سلطان ملک مشرق ننهاده قدم.
کلمات همقافیه با «ابوسهل عراقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر