معنی ابوسراقه

معنی ابوسراقه

6 بازدید
[ اَ سُ قَ ] (ع اِ مرکب) باشه. باشق. ابوعیاض. (مهذب الاسماء). هیلا. موشخوار. موشخور. و آن از طیور جوارح است خردتر از باز از زردچشمان.
[ اَ سُ قَ ] (اِخ) کنیت احمدبن احمد بلخی، نجّار، متخلص به امینی. بقول صاحب مجمع الفصحاء مدّاح یمین الدوله محمود غزنوی بوده و قصیدهٔ ذیل را از او نقل می کند: زره پوش ترک من آن ماه پیکر زره دارد از مشک بر ماه انور که دیده ست مشک مسلسل زره سان که دیده ست ماه منوّر زره ور بمشک اندرش تیر و بهرام و زهره بماه اندرش سوسن و مشک و عنبر دو یاقوت خوانم لبش را نخوانم که یاقوت را کی بود طعم شکّر بنزد من آمد کمربسته روزی یکی جامه پوشیده یکرنگ اخضر فلک خواندمش زآن کجا بود تابان رخانش چو ماه و کمر چون دوپیکر مرا گفت ای کوفته راه دانش سفر تا کی و گشتِ گیتی سراسر بدو گفتم ای سرو سیمین ندانی که رنج سفرْمان از آن است رهبر که در چرخ انجم بسی اند ساکن ز هفتِ مسافر بود حکم اختر ز شاهان و از خسروان زمانه چه آن کز مقدم چه آن کز مؤخر چو محمود خسرو شنیدی خدیوی جهاندیده بی حد سفر کرده بی مر گهی سوی جیحون روَد چون فریدون گهی سوی ظلمت شود چون سکندر گهی تخت چیپال بر در بدارد گهی چتر خاقان بیاویزد از سر نگینی است اندر یمینش یمانی امان داده اسلام را تا بمحشر. و در لغت نامهٔ اسدی بیت ذیل بنام نجّار آمده است و بعید نیست که مراد ابوسراقه احمد بلخی باشد: تا جز از بیست وچهارش نبود خانهٔ نرد همچو در سیّ ودو خانه ست اساس شترنگ.
[ اَ سُ قَ ] (اِخ) محمدبن یحیی عامری بصری. رجوع به محمد... شود.

کلمات هم‌قافیه با «ابوسراقه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید