معنی ابوساسان
7 بازدید
[ اَ ] (اِخ) کنیتی است که عرب به انوشروان کسری دهد.[ اَ ] (اِخ) حُضَین بن المنذربن وعلة الرقاشی. تابعی است.[ اَ ] (اِخ) خراسانی. محدّث است و هشیم بن بشیر از او روایت کند.[ اَ ] (اِخ) مساس یا مشاش. تابعی است و شعبه از او روایت کند.
کلمات همقافیه با «ابوساسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر