معنی ابوزیاد

معنی ابوزیاد

5 بازدید
[ اَ ] (ع اِ مرکب) خر. (مهذب الاسماء) (السامی فی الاسامی). حمار. (المزهر). الاغ. اولاغ. درازگوش. چاروا.
[ اَ ] (اِخ) پیشوای فرقهٔ جارودیّه، یکی از فِرَق پنجگانهٔ زیدیه. (از بیان الادیان).
[ اَ ] (اِخ) ابن براء الکلابی. یکی از فصحای عرب است. (ابن الندیم). و رجوع به ابوزیاد اعرابی شود.
[ اَ ] (اِخ) اسماعیل بن زکریا الخُلقانی. محدث است.
[ اَ ] (اِخ) اعرابی یزیدبن عبداللََّه بن حر کلابی. یکی از فصحای اعراب که نحویان و اهل ادب به کلام او استشهاد کرده اند. ابن الندیم گوید او بروزگار مهدی بعلت مجاعه به بغداد آمد و چهل سال بقیت عمر را بدانجا ببود تا درگذشت. او راست: کتاب النوادر. کتاب الفرق. کتاب الابل. کتاب خلق الانسان. و او را سی ورقه شعر است. و شاید «ابوزیاد» ی که بوحنیفهٔ دینوری از او نقل میکند همین ابوزیاد باشد.
[ اَ ] (اِخ) تیمی. او از نعمان بن بشیر و از او اشعث روایت کند.
[ اَ ] (اِخ) خیاربن سلمه. محدث است.
[ اَ ] (اِخ) سالم. محدث است و از ابومطر روایت کند.
[ اَ ] (اِخ) سهل بن زیاد الطحان. محدث است و عمرةبن علی از او روایت کند.
[ اَ ] (اِخ) شعیب بن درهم. محدث است.
[ اَ ] (اِخ) طحّان. محدث است و از ابوهریره روایت کند.
[ اَ ] (اِخ) عبداللََّه بن المغفل. محدث است. بعضی کنیت او را ابوسعید گفته اند.
[ اَ ] (اِخ) علی. محدث است و شعیب بن کهتم از او روایت کند.
[ اَ ] (اِخ) کلابی. رجوع به ابوزیاد اعرابی شود.
[ اَ ] (اِخ) مولی ابن عباس. تابعی است و از ابن عباس روایت کند.
[ اَ ] (اِخ) یحیی بن عبید. محدث است و صفوان بن عمرو از او روایت کند.

کلمات هم‌قافیه با «ابوزیاد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید