معنی ابورقاد
5 بازدید
[ اَ رُ ] (اِخ) شُوَیس بن حیاش. محدث است و راوی خطبهٔ مشهورهٔ عتبةبن غزوان است.[ اَ رُ ] (اِخ) شیخی از نخع. محدث است. او از علقمه و علقمه از علی روایت کند.[ اَ رُ ] مولی [ کذا ] (اِخ) او از حذیفه و از او زرّبن حبیش روایت کند. (کتاب الکنی للبخاری).
کلمات همقافیه با «ابورقاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر