معنی ابودحاس
5 بازدید
[ اَ دِ ] (ع اِ مرکب) داحِس. کژدُمه. داحوس. گوشه. عقربک. خوی درد. ناخن پال. ناخن خواره. و آن ورمی دردناک است که بر سر انگشت نزدیک ناخن پدید آید.
کلمات همقافیه با «ابودحاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر