معنی ابوخلاس
7 بازدید
[ اَ خَ لْ لا ] (اِخ) شاعر رئیس جاهلی و یکی از اشراف. و زبان بن علی بن عبدالواسع و پسر او خالدبن زبان از ذریهٔ اویند.
کلمات همقافیه با «ابوخلاس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اس» برای سرودن شعر