معنی ابوخداش
5 بازدید
[ اَ خِ ] (ع اِ مرکب) گربه. (مهذب الاسماء). سنور. (المزهر). قِطّ. هِرّ. || ارنب. (المزهر). خرگوش. درما.[ اَ خِ ] (اِخ) حبان بن زید الشرعبی. تابعی است و جریربن عثمان از او روایت کند. و بعضی او را صحابی شمرده اند.[ اَ خِ ] (اِخ) زیادبن ربیع یحمدی. محدث است.
کلمات همقافیه با «ابوخداش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اش» برای سرودن شعر