معنی ابوحنیفه
7 بازدید
[ اَ حَ فَ ] (ع اِ مرکب) نخودآب. (مهذب الاسماء).[ اَ حَ فَ ] (اِخ) کنیت بیست فقیه است و از جمله، اشهر آنان نعمان بن ثابت.[ اَ حَ فَ ] (اِخ) از رهط زیادبن کلیب. تابعی است. او از ابن عمر و از او مغیره روایت کند.[ اَ حَ فَ ] (اِخ) امیرکاتب بن امیرعمر قوام الدین قانی. او راست: رسالة فی رفع الید فی الصلوة و عدم جوازه عند الحنیفه، و آنرا به سال ۷۴۵ هـ . ق. تألیف کرده است. (کشف الظنون).[ اَ حَ فَ ] (اِخ) سعیدبن بیان سابق الحاج. محدث است.[ اَ حَ فَ ] (اِخ) العدوی سلیمان بن حیان. محدث است.[ اَ حَ فَ ] (اِخ) محمدبن ماهان الواسطی. محدث است.[ اَ حَ فَ ] (اِخ) نعمان بن ابی عبداللََّه محمدبن منصوربن احمدبن حیون. یکی از ائمهٔ فضل و علماء قرائت قرآن و معانی آن و وجوه فقه و اختلاف فقها و لغت و شعر و معرفت به تاریخ و ایام ناس و او را در حق اهل بیت طهارت هزاران ورق تألیف است و نیز در مناقب و مثالب او را کتابی نیکوست و ردی به مخالفین خود و ردی بر ابوحنیفه و بر مالک و شافعی و ابن سریج و نیز کتابی در اختلاف فقها و کتاب اصول المذاهب و کتاب ابتداءالدعوة للعبیدیین. کتاب الاختیار فی الفقه. کتاب الاقتصار فی الفقه. و قصیده ای فقهیه ملقب به المنتخبه دارد. او در اول مذهب مالکی داشت سپس طریقت اسماعیلیه گرفت و ملازم صحبت المغرابی تمیم معدبن المنصور گردید و آنگاه که معد بدیار مصر شد با او بود و در مستهلّ رجب ۳۶۳ هـ . ق. یا در جمعهٔ سلخ جمادی الآخر آن سال به مصر درگذشت و معز بر او نماز گذاشت و او در میان اسماعیلیه سمت داعی داشت و پدر او ابوعبداللََّه محمد، عمری طویل یافت. وی اخبار نفیسهٔ بسیاری از حفظ داشت و در سال ۳۵۱ به صدوچهارسالگی بقیروان وفات کرد. ابوحنیفه را فرزندان شریف و صالح بوده است از جمله ابوالحسن علی بن نعمان که معز خلیفهٔ فاطمی او را با ابوطاهر محمد زحلی باشتراک قاضی مصر کرد. و نیز ابوحنیفه را کتابی میان فقهای شیعه مشهور و هم اکنون موجود است به نام دعائم الاسلام. و مجلسی در بحار جلد اول معتقد است که ابوحنیفه شیعی اثناعشری است لکن بتقیّه خود را هفت امامی می نماید. رجوع به ابن خلکان و تاریخ یافعی و خطط مصر ابن زولاق شود.
کلمات همقافیه با «ابوحنیفه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فه» برای سرودن شعر