معنی ابوحمید
6 بازدید
[ اَ حَ ] (ع اِ مرکب) خرس. (مهذب الاسماء). دُب. (المزهر).[ اَ حَ ] (اِخ) عصام بن عمرو بغدادی. محدث است.[ اَ حَ ] (اِخ) قتادةبن فضیل و احمدبن سلیمان الرهاوی از او روایت کنند.[ اَ حَ ] (اِخ) مولی مسافع تابعی است. او از ابوهریره و ابن شهاب از او روایت کند.
کلمات همقافیه با «ابوحمید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر