معنی ابوحمزهٔ خارجی
7 بازدید
[ اَ حَ زَ یِ رِ ](اِخ) مختاربن عوف ازدی بصری. از خوارج اباضیه. وی در هر سال بموسم حج بمکه می شد و مردمان را بر مروان بن محمد آخرینِ خلفای اموی برمی آغالید، تا در سال ۱۲۸ هـ . ق. با عبداللََّه بن یحیی معروف به طالب الحق همدست شد و به سال ۱۲۹ گروهی از اهالی حضرموت مکه را مسخر ساختند و والی اموی مکه بمدینه پناهید و در سال دیگر مدینه را نیز بحیطهٔ تصرف گرفت و حاکم آنجا به شام گریخت. در این وقت ابوحمزه قصد تسخیر شام کرد و لشکر مروان را بشکست و سردار آن لشکر عبدالملک بن محمد را بکشت و بحضرموت بازگشت و طالب الحق را نیز بقتل رسانید و خود به استقلال به فرمانروائی پرداخت. وی مردی عادل و نیکوکار و فصیح بود. خطب بلیغهٔ او گاه فتح مکه و مدینه مشهور است. رجوع به حبیب السیر ج ۱ ص ۲۶۷ و ۲۶۸ شود.
کلمات همقافیه با «ابوحمزهٔ خارجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر