معنی ابوحرب
5 بازدید
[ اَ حَ ] (اِخ) یا ابوحارث. طبیب مسعودبن یمین الدوله محمودبن سبکتکین غزنوی. قفطی گوید او در این علم ماهر بود و در حضرت سلطان تقرب داشت. و چون در امر عبدالرشید بن محمود مداخلهٔ نابجای کرده بود آنگاه که فرخ زادبن مسعود بسریر ملک نشست در سال ۴۴۴ هـ . ق. او را بکشت.
کلمات همقافیه با «ابوحرب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر