معنی ابوحاتم
6 بازدید
[ اَ تِ ] (ع اِ مرکب) کلب. (المزهر). سگ. || غراب. (المزهر). زاغ.[ اَ تِ ] (اِخ) روح بن حاتم بن قُصیبةبن مهلب بن ابی صفره. والی سند از دست مهدی بن ابی جعفر المنصور و والی افریقیه. وفات ۱۷۴ هـ . ق.[ اَ تِ ] (اِخ) روح بن حاتم بن قُصیبةبن مهلب بن ابی صفره. والی سند از دست مهدی بن ابی جعفر المنصور و والی افریقیه. وفات ۱۷۴ هـ . ق.
کلمات همقافیه با «ابوحاتم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تم» برای سرودن شعر