معنی ابوجعفر رمادی
6 بازدید
[ اَ جَ فَ رِ رِ ] (اِخ) کنیت مقدمی بزمان سامانیان که خود را برابر ابوالحسن سیمجور داشتی و چند بار بفرمان سلاطین سامانی قصد غور کرد لکن او را کاری برنیامد. (از تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «ابوجعفر رمادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر