معنی ابوجعفربن شیرزاد

معنی ابوجعفربن شیرزاد

6 بازدید
[ اَ جَ فَ رِ نِ ] (اِخ) محمدبن محمدبن یحیی. در زمان خلفای عباسی به بغداد بر امور حکومت مستولی گشت. در ابتداء او از پیوستگان ابن رائق بود سپس به بجکم و بعد از آن به توزون میر عساکر بغداد پیوست و در ۳۳۲ هـ . ق. از دست توزون با ۳۰۰۰ سپاهی به بغداد شد و در زمان خلیفه متقی فعال مایشاء بود و در زمان مستکفی آنگاه که ابوالفرج وزیر شد امور وزارت را ابوجعفربن شیرزاد میراند و در ۳۳۴ پس از مرگ توزون ابوجعفر مقام امیرالامرائی یافت و برای رفاه سپاهیان خود بر خراج تجار و اصناف دیگر بیفزود و مردم ناخرسندی نمودند و عاقبت بکمک معزالدوله بویهی و ناصرالدوله از آل حمدان مطیع را بجای مستکفی بخلافت نشاند و در این وقت ابوجعفر گاه با معزالدوله و گاه با ناصرالدوله دستیار شده و در امور سیاسی و ملکی مداخلات عظیمه داشت بالاخره سپاهیان بر او شوریده و او بوزیر معزالدوله تسلیم شد و از مرگ خلاص یافت و ابن الندیم در ترجمهٔ ابوسعید وهب بن ابراهیم بن طاراذ گوید بنوابی الحسن طاراذبن عیسی از صنایع و برآوردگان ابی جعفر شیرزاد باشند.

کلمات هم‌قافیه با «ابوجعفربن شیرزاد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید