معنی ابوبکر واسطی
6 بازدید
[ اَ بو بَ رِ سِ ] (اِخ) محمدبن موسی الواسطی، مکنی به ابوبکر. یکی از مشایخ صوفیه و از قدمای اصحاب جنید.آنگاه که بمرو شد، مردم مرو بحکم لطافت طبع وی را قبول کردند و سخن وی بشنودند و او عمر خویش بدانجا بگذاشت. (از هجویری).
کلمات همقافیه با «ابوبکر واسطی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طی» برای سرودن شعر