معنی ابوبکربن محمدبنخورشید
6 بازدید
[ اَ بو بَ رِ نِ مُ حَ مْ مَ دِ نِ خوَرْ / خُرْ ] (اِخ) جد اعلای اتابکان لر کوچک. پسر او شجاع الدین خورشید اولین اتابک این سلسله است که در اواخر قرن ششم هجری استقلال یافت.
کلمات همقافیه با «ابوبکربن محمدبنخورشید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر