معنی ابوبکربن سعدبن زنگی
6 بازدید
[ اَ بو بَ رِ نِ سَ دِ نِ زَ ] (اِخ) پنجمین اتابک سلغری فارس. بزمان پدر هفت سال محبوس بود و پس از مرگ سعد در ۶۲۳ هـ . ق. بجای پدر نشست و بعض جزایر خلیج و چند شهر از هندوستان را مسخر و ضمیمهٔ ملک فارس کرد. و با اوگتای قاآن ایلخان مغول از در اطاعت و انقیاد درآمد و خراجی بپذیرفت و فارس را از قتل و نهب مغلان صیانت کرد و اوگتای به وی لقب قُتْلُغ خان یعنی پادشاه سعید داد. او ممدوح شیخ اجل مصلح الدین سعدی شاعر مشهور است که بوستان را به نام او و گلستان را به نام پسرش سعد کرده است : علی الخصوص که دیباچهٔ همایونش بنام سعد ابی بکر سعد بِنْ زنگیست. (گلستان). که سعدی که گوی بلاغت ربود در ایام بوبکرِ بِنْ سعد بود.(بوستان).
کلمات همقافیه با «ابوبکربن سعدبن زنگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر