معنی ابوبشر
5 بازدید
[ اَ بو بِ ] (ع اِ مرکب) نُقْل. (مهذب الاسماء) (السامی فی الاسامی).[ اَ بو بِ ] (اِخ) کنیت عمروبن عثمان بن قُنبر، سیبویه امام النحاة فارسی. رجوع به سیبویه... شود.[ اَ بو ؟ ] (اِخ) احمدبن ابراهیم بن احمد العمی. او بعد از ۳۵۰ هـ . ق. وفات کرد و از شاگردان جلودی و یکی از علمای شیعه است و کتاب محن الانبیاء و الاوصیاء و الاولیاء از اوست. (ابن الندیم).[ اَ بو بِ ] (اِخ) کنیت اسماعیل بن علبهٔ فقیه.[ اَ بو بِ ] (اِخ) متّی بن یونس نصرانی نسطوری دیرُقنّی. از پیروان طریقهٔ مرماری. او شاگرد قویری و ابی احمدبن کرنیب و روفیل و بنیامین است. معاصر الراضی باللََّه عباسی و از اجلهٔ نَقله است و ریاست منطقیین زمان او بدو منتهی شود. ابوبشر مدتی در بغداد میزیست و از سریانی به عربی ترجمه میکرد. و در نقل و شروج و تألیفات خود معتمدعلیه است. وفات وی به سال ۳۲۹ هـ . ق. بود. او راست: تفسیر ثلاث مقالات اواخر از تفسیر ثامسطیوس. شرح کتاب العبارهٔ ارسطو. شرح مبحث برهان ارسطو. شرح مقالهٔ اولی طوبیقا (جدَل). ترجمهٔ کتاب سوفسطیقا بسریانی. ترجمهٔ بوطیقا (مبحث الشعر) از سریانی بعربی. ترجمهٔ قسمی از السماء و العالم. ترجمهٔ مقالهٔ لام از شروح اسکندر افرودیسی و ثامسطیوس بر کتاب الحروف، یعنی الهیّات ارسطو. ترجمهٔ بعض مقالهٔ اولی از السماء والعالم ارسطو. ترجمهٔ کون و فساد ارسطو بتفسیر اسکندر. ترجمهٔ کون و فساد مقیدورس . ترجمهٔ مبحثی از هندسهٔ افلاطون. ترجمهٔ شروح مقیدورس بر کتاب آثارالعلویه. ترجمهٔ کناش یحیی بن سرافیون. ترجمهٔ کتاب العنایة تصنیف اسکندر افرودیسی در ردّ بر ابیقورس و ذیمقراطیس. تفسیر تفسیر ثامسطیوس بر سماع طبیعی ارسطو بسریانی. کتاب المقاییس الشرطیه. و رجوع به متّی بن یونس در فهرست ابن الندیم شود.[ اَ بو بِ ] (اِخ) ابن محمدبن ابراهیم خِدامی. محدث رحّال از مردم ری و ظاهراً حنفی مذهب و او برادر ابواسحاق ابراهیم فقیه حنفی است. وی از عمربن سنان منجبی و احمدبن نصر لبّاد روایت کند و محمدبن احمدبن شعیب سغدی از او روایت آرد.
کلمات همقافیه با «ابوبشر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شر» برای سرودن شعر