معنی ابوالکنود
6 بازدید
[ اَ بُلْ کَ ] (اِخ) ثعلبه. تابعی است و از عائشه رضی اللََّه عنها روایت کند.[ اَ بُلْ کَ ] (اِخ) سعدبن مالک. محدث است و مصریان از او روایت کنند.[ اَ بُلْ کَ ] (اِخ) عبداللََّه بن عمران. رجوع به عبداللََّه... شود.[ اَ بُلْ کَ ] (اِخ) عبداللََّه بن عوف یا عبداللََّه بن عویمر. محدث است.[ اَ بُلْ کَ ] (اِخ) عبداللََّه بن عویمر یا عبداللََّه بن عوف. محدث است.[ اَ بُلْ کَ ] (اِخ) عبداللََّه بن الکنود. رجوع به ابوالکنود الهمدانی شود.[ اَ بُلْ کَ ] (اِخ) الهمدانی. عبداللََّه بن الکنود. تابعی است و درک صحبت عمر کرده بود و هم از اصحاب امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب بود و در فتنهٔ ابن الزبیر کشته شد.
کلمات همقافیه با «ابوالکنود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر