معنی ابوالنضیر
6 بازدید
[ اَ بُنْ نَ ] (اِخ) ابن تیهان بن مالک. صحابی است و بغزوهٔ احد حاضر بوده است.[ اَ بُنْ نَ ] (اِخ) عمروبن عبدالملک بصری. از مشاهیر شعرای زمان خویش و معاصر برامکه. و او را از برمکیان انعام و احسان فراوان بوده است. و وی را با فضل بن یحیی برمکی بعض ماجراهای مشهوره است. و بیت ذیل از جملهٔ قصیدهٔ او در مدح برمکیان است: اذا کنت من بغداد منقطع الثری وجدت نسیم الجود من آل برمک.
کلمات همقافیه با «ابوالنضیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر