معنی ابوالمساکین
6 بازدید
[ اَ بُلْ مَ ] (ع ص مرکب، اِ مرکب) آنکه غم مسکینان خورد. آنکه بمساکین اعانت کند.[ اَ بُلْ مَ ] (اِخ) لقبی که رسول صلی اللََّه علیه و آله، ابوعبداللََّه جعفربن ابیطالب را داد، از بسیاری رأفت وی بمسکینان.
کلمات همقافیه با «ابوالمساکین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر