معنی ابوالفتیان
6 بازدید
[ اَ بُلْ فِ تْ ] (اِخ) ابن حیوس. رجوع به ابوالفتیان محمدبن سلطان... شود.[ اَ بُلْ فِ تْ ] (اِخ) محمدبن سلطان بن محمدبن حیوس بن محمدبن المرتضی بن محمدبن هیثم بن عدی بن عثمان الغنوی ملقب به صفی الدوله مدعو به امیر. و این شهرت از آنروست که پدر او از امرای مغرب بوده است. او یکی از شعرای شامی و صاحب دیوانی بزرگ است و مدح عده ای از ملوک اکابر گفته و جوائز و صلات یافته است و وی را در حق آل مرداس مدایح بسیار است. او در شوال سال ۴۶۴ هـ . ق. بحلب شد و بخدمت آل مرداس پیوست. ولادت وی به سال ۳۹۴ به دمشق و وفات ۴۷۳ هـ . ق. در حلب بوده است و او شیخ ابن خیاط است و شهرت دیگر وی ابن حیوس است.
کلمات همقافیه با «ابوالفتیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر